روزگار تلخ ما

کلاغها در شب بارانی

این داستانی است که شاید خیلی شنیدیم ولی آیا ۱دقیقه بش فکر کردیم؟؟؟؟؟

زمستانی سرد بود و کلاغ غذایی برای بچه هایش نداشت.ذره ذره گوشت تنش

را کند و به بچه هایش داد. زمستان گذشت و بچه ها بزرگ شدند.ولی کلاغ مادر

جان خود را فدای بچه هایش کرد.بچه ها زنده ماندند و گفتند چه خوب شد که مرد

،خسته شدیم از این غذای تکراری.

اینست حقیقت روزگار ما"

وصیتنامه شهید

بسم رب الشهدا و الصدیقین

زمانی فرا می رسد که جنگ تمام میشود و رزمندگان به سه دسته تقسیم میشوند:

1) دسته‌ای به مخالفت با گذشته خود برمی‌خیزند و از گذشته خود پشیمان میشوند.

2) دسته‌ای راه بی تفاوتی را بر می‌گزینند و در زندگی مادی غرق میشوند و همه چیز را فراموش می‌کنند.

3) دسته سوم به گذشته خود وفادار می‌مانند و احساس مسئولیت می‌کنند که از شدتمصائب و غصه ها دق خواهند کرد.

پس از خدا بخواهید که با وصال شهادت از عواقب زندگی بعد از جنگ در امان بمانید چون عاقبت دو دسته اول ختم به خیر نخواهد شد و جزء دسته سوم ماندن بسیار سخت و دشوار خواهد بود.

قسمتی از وصیت نامه سردار سرافزار، شهید مهدی باکری فرمانده لشکر 31 عاشورا

احادیث نورانی

مومن همانند دو کفه ترازوست

هرگاه به ایمانش افزوده گردد به بلایش نیز افزوده می گردد.

(امام موسی کاظم-ع)